شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به ابرویِ چو کمانت که گر زنی تیرمنظر ز ابرو و چشم تو بر نمی‌گیرم
۲
چو در طریق وفایت شدم ندیم ندمرفیق گریهٔ زارست و نالهٔ زیرم
۳
ز لذت لب تو گشت جان من شیرینکه داد مادر ایام شهد با شیرم
۴
ز جیب دهر به دیوانگی بر آرم سرکه پای بند سر زلف همچو زنجیرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth