شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من که چون باد سحر، دم از هوائی می‌زنمهمدمم داند که من هم، دم ز جائی می‌زنم
۲
من که گلبرگی ندارم از گلستان رُختبر امید برگ چون بلبل نوائی می‌زنم
۳
من که چون نی دیده‌ها بگشوده‌ام در راه راستدر مخالف می پرستان را صلائی می‌زنم
۴
هست در شام سر زلف تو خلوت‌های دلهر شبی من حلقهٔ خلوت‌سرائی می‌زنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth