شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو گرد در رهت افتاده‌ام که برخیزمبه دامن تو ازین رهگذر در آویزم
۲
نظر به قد تو دارم که فتنه از بالاستچو لاف عشق زدم از بلا نپرهیزم
۳
من و شمایل شیرین و شورش فرهادکه کوه هجر نماید شُکوه پرویزم
۴
گل وفا دمد و خار محنت آرد باربه هر زمین که من از آب چشم خود ریزم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth