شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم کز مفلسی دایم به دیدار تو درویشممنم با خویش بیگانه، به اندوه تو با خویشم
۲
بیا ای شمع روحانی، خلاف بخت من امشبدرونم را منور کن، علی‌رغم بد اندیشم
۳
ندارم غیر سر چیزی که در پای تو اندازمنثار مقدمت بودی اگر بودی از آن بیشم
۴
خلاف مذهب عاشق، به مسجد گر روم، باشدخیال طاق ابرویِ تو چون محراب در پیشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth