خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امروز که خاکِ درِ دیر است مقاممگر باده به یادت نخورم، باد حرامم
۲
در گوش قدح نام تو میگفت صراحیزان روز هوادار می و همدم جامم
۳
تا دانهٔ خالت نبود مرغ دلم راعنقای سعادت نشود صید به دامم
۴
زلف تو شب هجر به بدنامی عشاقهر قرعه که انداخت بیفتاد به نامم
صفحهٔ ۱ از ۲