شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تنم گردی است سرگردان به گرد دامن جانمبیار آبی روان ساقی، مگر گردی بر افشانم
۲
من از روز ازل دادم به جام لعل تو عهدینپنداری که امروزیست با پیمانه پیمانم
۳
برون از صوت مطرب راستی راهی نمی‌بینمبه غیر حسن شاهد ظاهراً روئی نمی‌دانم
۴
بزن مطرب رهی تا زهرهٔ مجلس به رقص آیدکه من خود در هوای مهر او چون ذره رقصانم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth