شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به ابرویت که نشسته به گوشه‌ای چو کمانمبه چشم تو که چو نرگس به صورتت نگرانم
۲
تراست بر ورق گل کشیده خط سیاهیکه من حقیقت عالم در آن سواد بخوانم
۳
شبی میان تو دیدم که در کنار من آمدخیال بودم و امروز در خیال همانم
۴
رسم به خدمت تو گر شود زمانه مطیعمشوم ملازم تو گر دهد سپهر امانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth