شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کو قاصدی که راز تو با او بیان کنمجان را مگر به سوی جنابت روان کنم
۲
گه ناله‌ای چو مرغ فرستم به پیش توگه اسب را دو اسبه به پیشت روان کنم
۳
کی من به صبح وصل تو یابم مجال قُرباز تو شبی بود که کمر در میان کنم
۴
یا جان پاره را بکن از جامه پاره‌تریا تحفه‌ای فرست که پیوند جان کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth