شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۴۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وقت آن آمد که عزم کوی شیدائی کنمبا خیال چشم مستت باده پیمائی کنم
۲
نقد هستی بر در دکان قلاشی نهمرخت دانش بر سر بازار رسوائی کنم
۳
من چو مرغ بحر گشتم، فارغم از خاکیاناتصال آن به که با مرغان دریائی کنم
۴
زر شوم گر سکهٔ مهر تو یابد گوهرمدُر شوم گر پیش تو دعوی لالائی کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth