خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۴۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از من مکن جدائی ای یار نازنینمکز دوری تو جانا، با درد دل قرینم
۲
دامن چه میفشانی از من که خاک راهماز من چه میکشی پا، من کمتر از زمینم
۳
من ذرهام ولیکن سودای مهر دارممن فانیام ولیکن با روح همنشینم
۴
جز لعل تو نگنجد در عقل خرده دانمجز قامتت نیاید در چشم راست بینم
صفحهٔ ۱ از ۲