شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
علم عشق عالی افتاده استکیسهٔ صبر خالی افتاده است
۲
اختیاری نبود عشق مراکه ضروری و حالی افتاده است
۳
اختر عشق را به طالع منصفت بی‌زوالی افتاده است
۴
دست بر شاخ وصل او نرسدز آنکه در اصل عالی افتاده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth