خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کام ناکامی روا کن از دهان خویشتندر میان آور کناری از میان خویشتن
۲
خود تن جان داده را از تاب هجرش مسوزرحم کن بر جان رنجوری به جان خویشتن
۳
ترسم از دست زبان روزی دهم سر را به بادشمعوار از بهر آن سوزم زبان خویشتن
۴
من ز دل بیرون نخواهم کرد ابروی تو راگر مرا قربان کنی بهر کمان خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۲