شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۵۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند چون غنچه به بوئی ز تو دل خوش کردنهمچو گل چهره به خونابه منقش کردن
۲
تا کی ای روی تو مجموعهٔ الطاف‌ الهحال ما را چو سر زلف مشوش کردن
۳
دست من حیف که گردد به میان تو کمرنرسد دست کمر را به تو درکش کردن
۴
من به روی تو شدم چون سر زلفت در تابکه صبوری نتوان بر سر آتش کردن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth