خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در جگر سوز تو دارم، دم نمییارم زدنآه، آهی بر سر آن هم نمییارم زدن
۲
همدم من آه سرد است، از غم عشقت ولیناله از درد تو با همدم نمییارم زدن
۳
هر شب از شمع جمالت تا ابد پروانهواردم به دم سوزم ولیکن دم نمییارم زدن
۴
خواب میترسم که گردد در میان ما حجاباز خیالت دیده را بر هم نمییارم زدن
صفحهٔ ۱ از ۲