خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی می باقی ده، عقل از سر ما کم کنسرمایهٔ شادی را، قوت دل پر غم کن
۲
از چهره شبستان را، بتخانهٔ چین گردانوز باده صراحی را، سرچشمهٔ زمزم کن
۳
گَرد در میخانه، در چشم ممالک زنخاک ره خمّاران، در دیدهٔ عالم کن
۴
سلطان وجودم را، از می خط عدلی کشلشگرگه جانم را، بر عشق مسلم کن
صفحهٔ ۱ از ۲