خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وفا نمیکند آن یار مهربان با منجفا همیکند آن شوخ دلستان با من
۲
مرا چو عمر عزیزست و ناگزیر ولیوفا نمیکند آن عمر یک زمان با من
۳
من از موافقت یار برنخواهم گشتاگر شوند مخالف همه جهان با من
۴
مرا به دختر رز آشتی ده ای ساقیاز آن چه غم که بجنگند زاهدان با من
صفحهٔ ۱ از ۲