خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از عشق همچو آتشم و ناله دود منباشد کزین میانه بسوزد حسود من
۲
دشمن کجاست، قوت بازوی من کراستکس را نماند طاقت امساک وجود من
۳
دی کردهام ز دیدن تو سجدههای شکردانی تو خود که سهو نباشد سجود من
۴
زاهد زیان تو زمن و سود من ز توستباشد که نی زیان تو ماند و نه سود من
صفحهٔ ۱ از ۲