خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر سحرگه در هوای ماه مهرافروز منزهره در چرخ آورد نالیدن دلسوز من
۲
آسمان در دست من چون حلقهٔ خاتم شودگر بیابد دست بر وی طالع پیروز من
۳
جیب تا دامن چو صبح از مهر خواهم چاک زدتا به کی شام فراقش تیره دارد روز من
۴
باغ عیش من ز آه سرد بی برگ و نواستاز کجا باد خزان برخاست بر نوروز من
صفحهٔ ۱ از ۲