خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگذار عاشقان را در انتظار چندینچون نیست اعتمادی بر روزگار چندین
۲
رفتی و درد عشقت آشفته کرد ما رایاران روا ندارند آشوب یار چندین
۳
دیگر چو نیست ما را در کوی تو قراریتو نیز دور از آن کو، ما را مدار چندین
۴
من در غم و تو فارغ بنشسته با رقیبانحیف است دستهٔ گل، در دست خار چندین
صفحهٔ ۱ از ۲