شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۵۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پای از خانه برون نه که بروید گل و نسرینبه صبا گوی حکایت ز لب شکر شیرین
۲
خود یکی بوسه بده بر دهن تنگ شکوفهکه گل و لاله بسوزد ز دم عاشق مسکین
۳
توئی در دل که بگوئی سخن خویش وگر نهچه حکایت کند از تو دل شوریدهٔ غمگین
۴
عاشقی را تو بکشتی به سر دار ز غیرتدل صد پارهٔ غنچه شد از او خسته و خونین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth