شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۵۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مایهٔ مردست خدا، مرد بود سایهٔ اوکس نبود غیر خدا، واقف سرمایهٔ او
۲
گر تو شدی مرد خدا، طالب اغیار مشووای بر آن کس که بود، غیر خدا وایهٔ او
۳
صورت معشوق قِدم کز دو جهان دل ببردجز دل عاشق نبود، زینت و پیرایهٔ او
۴
ز آب و گل تن که بود، اسفل اشیاء لقبشهر که نهد پای برون، عرش بود پایهٔ او
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth