شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۵۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر به چمن بگذرد قامت رعنای توسرو بدان سرکشی بوسه دهد پای تو
۲
گل به چنان رنگ و بو زرد شد از روی تومه به چنان روشنی تیره شد از رأی تو
۳
گر به تو یک کنج چشم نیم اشارت کنیهر دو جهان پرشود فتنه و غوغای تو
۴
در نظر قدر تو پست نمود آفتابزانکه ز گردون گذشت رفعت بالای تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth