شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۵۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من آن مرغ غریبم خسته بستهپریده از گل و در خون نشسته
۲
به پای خویشتن در دام رفتهز دست چشم صیادت نجسته
۳
خط تو سبزه‌ای بر گل دمیدهرخ تو لاله‌ای بر سرو بسته
۴
شکست آورده‌ام از درد هجرانهمین عهد تو دارم ناشکسته
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth