خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من کیام؟ سرگشتهای، بیچارهایدردمندی، خستهای، آوارهای
۲
دل ز من بربود و پنهان کرد روشوخ چشمی، فتنهای، عیّارهای
۳
همچو گل بنشسته بر خار فراقچون گهر درمانده اندر چارهای
۴
از ضعیفی چو سُها گشتم ولیدر سفر افتاده چون سیارهای
صفحهٔ ۱ از ۲