خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا شفائی و یا دواء دائیانت فی مهجتی سویدائی
۲
دل به سودای حلقهٔ زلفتکرد سودا و گشت سودائی
۳
لیس یکفی شماتة الاعداءلامتی فی الهوا احبائی
۴
ماند از زلف تو سر موئیکه کشد کار ما به رسوائی
صفحهٔ ۱ از ۳