خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست سرگشتهتر از من به جهان باد صبائیکه سلامی ببرد از من سرگشته به جائی
۲
از حریم در سلطان به جز از باد که آردآنقدر خاک کزو سرمه کند چشم گدائی
۳
چند چون ذره هوائی شوم از پرتو مهرتعمر رفت دریغا همه بر باد هوائی
۴
خاک ره گشتم و آن ترک ختا نگذرد از منروزگاریست که بر ما نگذشته است خطائی
صفحهٔ ۱ از ۲