شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۵۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دستان گر ز دست ما بجستیبه دست آرم دگر بارت به چُستی
۲
نپرسیدی ز حال دردمنداندل گم کردهٔ ما را بخستی
۳
فشاندی زلف مشکین و چو زلفتبسی دل‌های مسکین را شکستی
۴
کمر بر موی بستی کاین میان استدروغی زین میان‌ بر خویش بستی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth