خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر بیابد جان شیرین فرصتیبا دهانت تنگ دارد صحبتی
۲
بی لب لعلت که کام جان در اوستعمر شیرین را نباشد لذتی
۳
هرکه در راه تو شد خاک خواریافت در چشم عزیزان عزتی
۴
همچو گندم سینه را بشکافتمدر دلت یک جو نیامد رحمتی
صفحهٔ ۱ از ۲