خلوتی با ناصر بخارایی
شمارهٔ ۵۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خون دل هست اگر عزم شرابی داریجگری دارم اگر میل کبابی داری
۲
خانهٔ دیدهٔ غم دیده تماشاگاهیستهیچ در سر هوس گوشهٔ آبی داری؟
۳
دوش در کوی تو رفتم، سگ کویت گفتابنه اینک سر و خشت ار سر خوابی داری
۴
مه نو پیش تو با حاجب او لاف زندچو غلامان مگر او را تو رکابی داری؟
صفحهٔ ۱ از ۲