شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۵۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که در دیده خیال تو کند پرده‌دریتا کی از دیدهٔ صاحبنظران پرده دری
۲
باز آیم ز همه گر ز درم باز آئیبگذرم از سر خود گر ز سرم بر گذری
۳
گفته‌ای دل مده از دست و نظر با خود دارنظرم پیش تو خود نیست، تو پیش نظری
۴
خبر بی خبران بر همه آفاق رسیدتو هنوز از خبر بی خبران بی‌خبری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth