خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تب دوشین در آن بت چون اثر کردمرا فرمود و هم در شب خبر کرد
۲
برفتم دست و لبخایان که یاربچه تب بود اینکه در جانان اثر کرد
۳
بدیدم زردرویش گرم و لرزانچو خورشیدی که زی مغرب سفر کرد
۴
بفرمودم که حاضر گشت فصّادبرای فصد، قصد نیشتر کرد
صفحهٔ ۱ از ۲