شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر تار ز مژگانش تیری دگر اندازددر جان شکند پیکان چون در جگر اندازد
۲
کافر که رخش بیند با معجزهٔ لعلشتسبیح درآموزد، زُنّار دراندازد
۳
دل‌ها به خروش آید چون زلف برافشاندجان‌ها به سجود آید چون پرده براندازد
۴
در عرضگه عشقش فتنه سپه انگیزددر رزمگه زلفش گردون سپر اندازد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth