شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۶۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح الهدی تجلی من مشرق المدامفاشرب بلا غرامه کاسا مع الغرام
۲
بی بادهٔ مصفا صوفی صفا نداردجامی تمام درکش صوفی که ناتمامی
۳
من راحه سکرنا من راحه شکرنامن روحه یروح روح الی المشام
۴
با طیب نفس باید خوش سوختن بر آتشگر همچو عود ما را بوئی بود ز خامی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth