شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۶۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای یاد تو غایب ز زبان و دل ما نیهرگز تو کنی یاد من سوخته یا نی؟
۲
ماندیم چو بلبل به خزان ای گل صد برگدور از رخ تو برگ نداریم و نوا نی
۳
روز آید و شب بگذرد و جمله شبانروزنزدیک من از هم نفسان غیر صبا نی
۴
ترسم که اگر درد دل خویش بگویمغمگین شوی و طاقت غم هیچ تو را نی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth