شعر را زندگی کن
خلوتی با ناصر بخارایی

شمارهٔ ۶۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از حیای عارض تو گل برآمد سرخ رویعارضش حسنی که دارد سر به سر رنگ است و بوی
۲
با فروغ مهر رویت، گو مه تابان متاببا وجود حسن رویت، گو گل خودرو مروی
۳
بر کنار جوی روزی می‌خرامیدی چو سروآب را زان روز افتاده‌ است در سر جست‌و‌جوی
۴
چشم ما جوی است و دیدار تو چون آب حیاتباشد آن آب حیاتِ رفته باز آید به جوی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth