شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مهر تو بر دیگران نتوان نهادگوهر اندر خاکدان نتوان نهاد
۲
مایهٔ من کیمیای عشق توستمایه در وجه زیان نتوان نهاد
۳
دست دست توست و جان ماوای توپای صورت در میان نتوان نهاد
۴
بارها گفتی که بوسی بخشمتتا نبخشی، دل بر آن نتوان نهاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth