شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا وصلت به جانی برنیایدتو را صد جان به چشم اندر نیاید
۲
به دیداری قناعت کردم از دورکه تو ماهی و مه در بر نیاید
۳
بدان شرطی فروشد دل به کویتکه تا جان برنیاید، برنیاید
۴
تو خود دانی که آن دل کو تو را خواستبرای خشک‌جانی برنیاید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth