شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بوسه‌گهِ آسمان نعل سمند تو بادنوردِه آفتاب بخت بلند تو باد
۲
خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدرگردن گردنکشان رام کمند تو باد
۳
تا رخ و موی تو را درنرسد چشم بدمردمِ آن چشم‌ها جمله سپند تو باد
۴
خنجر تو چون پرند روشن و با زینت استخون دل عاشقان نقش پرند تو باد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth