خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۱۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با کفر زلفت ای جان ایمان چه کار داردآنجا که دردت آید درمان چه کار دارد
۲
سِحرا که کردهای تو با زلف و عارض ارنهدر گلشن ملایک شیطان چه کار دارد
۳
دل بی نسیم وصلت تنها چه خاک بیزدجان در شکنج زلفت پنهان چه کار دارد
۴
دردی شگرف دارد دل در غم تو دایمدر زلف تو ندانم تا جان چه کار دارد
صفحهٔ ۱ از ۲