شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوست مرا رطلِ عشق، تا خط بغداد دادلاجرم از خطِ صبر کار برون اوفتاد
۲
صبر هزیمت گرفت، کز صف مژگان اوغمزه کمان درکشید، فتنه کمین برگشاد
۳
عشق به اول مرا، همچو گِل از پای سوددوست به آخر مرا، همچو گُل از دست داد
۴
تا درِ امید من، هجر به مسمار کردیاد وصالش مرا، نعل در آتش نهاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth