شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شور عشق تو در جهان افتادبیدلان را به جان زیان افتاد
۲
تو هنوز از جهان نزاده بدیکز تو آوازه در جهان افتاد
۳
آتشی زد غم تو در جانمکه شرارش بر آسمان افتاد
۴
تو سلامت گزین که نام دلماز ملامت به هر زبان افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth