خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۱۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه را با نور رویش بیش مقداری نماندمشک را با بوی زلفش بس خریداری نماند
۲
تا برآمد در جهان آوازهٔ زلف و رخشکیمیای کفر و دین را روز بازاری نماند
۳
در جهان هر جا که یاد آن لب میگون گذشتناشکسته توبه و نابسته زناری نماند
۴
گر در این آتش که عشق اوست در درگاه اوآبروئی ماند کس را آنِ ما باری نماند
صفحهٔ ۱ از ۲