شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزم به نیابت شب آمدجانم به زیارت لب آمد
۲
از بس که شنید یاربم چرخاز یارب من به یارب آمد
۳
عشق آمد و جام جام دردادزان می که خلاف مذهب آمد
۴
هر بار به جرعه مست گشتماین بار قدح لبالب آمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth