خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۱۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آواز حسنت ای جان هفت آسمان بگیردسلطان عشقت ای مه هر دو جهان بگیرد
۲
زلف تو گر به عادت خود را کمند سازدمرغ از هوا درآرد، مه ز آسمان بگیرد
۳
ماهی است عارض تو کاندر سپهر خوبیچون از افق برآید آفاق جان بگیرد
۴
در پای غم فکنده است هجر تو عالمی رابا وصل خود نگویی تا دستشان بگیرد
صفحهٔ ۱ از ۲