خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نی دست من به شاخ وصال تو بررسیدنی وهم من به وصف جمال تو دررسید
۲
این چشم شوربخت تو را دید یک نظرچندین هزار فتنه ازآن یک نظر رسید
۳
عمریست کز تو دورم و زآن دلشکستهامنی از توام سلام و نه از دل خبر رسید
۴
از دست آنکه دست به وصلت نمیرسدجانم ز لب گذشت و به بالای سر رسید
صفحهٔ ۱ از ۲