شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیش صبا نثار کنم جان شکوفه‌وارکو عقد عنبرین که شکوفه کند نثار
۲
ای مرد با شکوفه چه سازم طریق انساین بس مرا که دیدهٔ من شد شکوفه‌بار
۳
جانم شکوفه‌وار شکافان شد از هوسچون حجلهٔ شکوفه برانداخت نوبهار
۴
هر شب که پر شکوفه شود روی آسماندر چشم من شکوفه‌وش آید خیال یار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth