شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر سر من نامده است از تو جفاجوی‌تردر همه عالم توئی از همه بدخوی‌تر
۲
گیر که من نیستم هم ز خود انصاف دهتا به جهان کس شنید از تو جفاجوی‌تر
۳
هستی خورشید حسن لاجرم از وصل توهرکه به نزدیک‌تر از تو سیه روی‌تر
۴
گفتم هستی چو گل هم خوش و هم بی‌وفالیک نگفتم که هست گل ز تو خوشبوی‌تر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth