شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۱۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روز عمرم در شب افتاده است بازوز شبم روز عنا زاده است باز
۲
گویی اندر دامن آمد پای دلکز پی آن در سر افتاده است باز
۳
چون نشینم کژ که خورشید امیدراست بالای سر استاده است باز
۴
قسم هرکس جرعه بود از جام غمقسم من تا خط بغداد است باز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth