خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از دو عالم دامن جان درکشم هر صبحدمپای نومیدی به دامان درکشم هر صبحدم
۲
سایه با من همنشین و ناله با من همدم استجام غم بر روی ایشان درکشم هر صبحدم
۳
ساقیی دارم چو اشک و مطربی دارم چو آهشاهد غم را به بر زان درکشم هر صبحدم
۴
عشق مهمان دل است و جان و دل مهمان اومن دل و جان پیش مهمان درکشم هر صبحدم
صفحهٔ ۱ از ۴