شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کو صبح که بار شب کشیدمدر راه بلا تعب کشیدم
۲
صبرم نکشید تا سحر زآنکاز موکب غم شغب کشیدم
۳
جان هم نکشد به حیله تا روزمن تا به سحر عجب کشیدم
۴
زنده به امید صبح ماندمتا صبح بدین سبب کشیدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth